
اکنون با گذشت تنها 36 سال از این نگاره ، بسیاری از چهره های این تصویر را نمی بینیم ، خیلی از آنها دیگر در بین این سنگ نگاره ها نیستند و در غربت به سر می برند و بسیاری دیگر رنگ و بوی آن روزگار را ندارند ، بسیاری که مانده اند گرد بی توجه ایی و نا ملایمتی های امروز ما را گرفته اند و دیگریارای گفتگو با من ِ رهگذر را ندارند ، بسیاری از آنها از ما گله دارند و نا ی نالیدن ندارند ، آیا من به عنوان یک ایرانی توانسته ام با پاسداری از این گنج بزرگ که بازنمانده ی پدرانم هست ، ذره ایی آن ارزشمندی ها را ارج بنهم؟ یا باید پیش روی آنان شرمنده باشم از اینکه بیش از این در توانم نبوده تا بکنم؟چرا بسیاری که باید فریاد ما را برای نگهبانی و پاسداری بهتر از این مجموعه ی بزرگ و پرارزش فرهنگی بشنوند ، نمی شنوند و خود را به ناشنوایی زده اند؟! ، من به عنوان یک ایرانی می خواهم که این شناسنامه ی ملی میهنی برای فرداها نگاهداشته شود تا با غرور فرداها نیز همچون امروز فریاد بزنیم ما بازمانده ی قومی بزرگ و متمدن انسانی در گذشته هستیم،ما فرزندان بزرگ مردانی هستیم که با غرور ، ایران را ایران کردند ...
+
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 9:59 توسط بوقلی بزرگ ( Boghli Bozorg )
|